تبلیغات
✿ ☼ مرکزفرهنگی منتظران حضرت مهدی ☼ ✿
11:02 قبل از ظهر
44
آداب مسجد

آداب مسجد

جایى كه به نام خدا سنگ بنایش نهاده شده، به یاد خدا مردم در آنجا حضور مى‏یابند و براى پرستش خدا، عبادتگاهى به نام «مسجد» ساخته مى‏شود، نقش مهمى در پالایش روح و تزكیه اخلاق و رشد جنبه‏هاى معنوى انسان دارد.

 

رابطه با مسجد، فرهنگ‏ساز است و انسان‏ساز، به شرط آنكه مساجد، كانونِ «یاد خدا» باشد و بر پایه تقوا بنا نهاده شود.

 

آنچه مى‏خوانید، تبیین این «رابطه» از زبان خود مسجد است كه با نمازگزاران، همسایگان، بانیان و متولّیان حرف مى‏زند، حرف‏هایى خوب، دلنشین، دلسوزانه و سازنده.

 

به این «درد دل مسجد» گوش دهیم:

 

 

همسایه شما

من همسایه شما هستم. در همین كوچه و محله، در همین نزدیكى‏ها زندگى مى‏كنم.

 

من «مسجد»م، خانه خدا، عبادتگاه مسلمین، درد دل‏هایى دارم، دوست دارم كمى حوصله كنید و گلایه‏هاى این همسایه را بشنوید.

 

با اینكه من هر روز، یكى دو نوبت درِ خانه‏ام را به روى شما باز مى‏كنم و چند ساعت به انتظار شما مى‏مانم، ولى بعضى از شماها سراغ من نمى‏آیید و با من انس نمى‏گیرید. مثل اینكه با من قهرید. مگر از من چه بدى دیده‏اید؟ چرا این همه بى‏وفایى؟! چه خاطره بدى از من دارید؟ من كه همیشه دل شما را روشن و قلب‏تان را باصفا كرده‏ام، من كه همیشه به شما آرامش روحى داده‏ام، گاهى شاید برخورد خادم مسجد یا حرف‏هاى مردم یا برخوردهاى بعضى مسجدى‏ها ناراحت‏تان كرده باشد، ولى چرا از من و صاحب من ـ كه خداست ـ قهر مى‏كنید؟

 

مى‏گویید برنامه‏هایم جذاب و آموزنده نیست؟ خوب، بیایید كمك كنید، طرح و پیشنهاد بدهید، با پیش‏نماز و متولّیان مسجد صحبت كنید، خودتان هم وقت بگذارید و مرا فعال‏تر، جذاب‏تر و با برنامه‏تر كنید.

 

اگر قبول دارید كه من پایگاهى براى تقویت ایمان و اخلاق و دیندارى مردم هستم، این پایگاه را تقویت كنید. چرا فاصله مى‏گیرید؟

 

 

آشتى كنیم

با اینكه بعضى از شما، با من قهرید و بى‏میلى نشان مى‏دهید، اما من هر لحظه براى آشتى و دوستى با شما حاضرم، دست شما را مى‏فشارم، پاى‏تان را مى‏بوسم، كمك كنید تا انضباط و نظم داخلى من با همت شما بیشتر شود. از تزئینات اضافى و غیر لازم، مرا پاك و پیراسته كنید، در عوض، مرا خوشبو، معطر، تمیز و باصفا و واجد امكانات لازم كنید.

 

گرد و غبار از چهره‏ام بزدایید.

 

روشنایى مرا بیشتر كنید.

 

به سقفى كه چكه مى‏كند، به دیوارى كه در حال ریزش است، به در و پنجره‏هاى زنگ‏زده، به دستشویى‏ها و جاكفشى‏ها و حیاط و حوض و وضوخانه رسیدگى كنید، آنچه مایه بى‏رغبتى و گاهى نفرت مردم و خودتان مى‏شود از بین ببرید.

 

آخر من خانه خداى شما و عبادتگاه خودتان هستم، باید از خانه‏هاى خودتان تمیزتر، بهداشتى‏تر و باصفاتر باشم، تا شوقِ آمدن از خانه و مغازه و مدرسه و پارك به سوى من بیشتر شود، تا «آباد» بشوم. مگر نمى‏خواهید مسجد را آباد كنید؟ آبادى من به اینهاست!

 

 

آبادى مسجد

من گله‏ها و درد دل‏هایم را با شما كه همسایه منید، در میان گذاشته‏ام.

 

خدا فرموده است كه مرا آباد سازید. آیه «انّما یعمر مساجد اللّه‏ ...»(1) را هم بر پیشانى من مى‏نویسید، ولى از غصه‏هاى من خبر ندارید. فكر مى‏كنید آبادى من به چیست؟ به گلدسته‏هاى بلند و كاشى‏كارى‏هاى گرانبها؟ به چلچراغ‏هاى میلیونى؟ به قالى‏هاى نفیس و درهاى منبّت‏كارى‏شده و پرده‏ها و مرمرها و گچ‏برى‏هاى هنرى؟ نه به خدا قسم!

 

آبادى من به حضور شماست، به برگزارى پرشكوه نمازهاى جماعت، به معنویت و نیایش، به تشكیل جلسات درس و وعظ و ذكر، به تبدیل‏شدن فضاى من به پایگاهى براى گسترش ایمان و آگاهى و تقویت دین و بسیج مردم و كمك به مسلمین و سنگرى براى دفاع از اسلام و میهن، به همبستگى دل‏ها و الفت جان‏هاى نمازخوانان و مسجدیان و انجام امور خیریه و مشاركت در كارهاى عام‏المنفعه و مركزى براى تربیت و ارشاد.

 

آبادى مسجد به نماز است و دعاست

عمران وى از همت و اخلاص شماست

 

آباد كن از نماز، تو خانه حق

شكرانه نعمت كه خدا داده تو راست

 

على(ع) فرموده است: «زمانى بر مردم مى‏آید كه در میان مردم باقى نمى‏ماند از قرآن مگر نشانه‏اش، و از اسلام مگر نامش. در آن روزگار، مساجدشان از جهت ساختمان آباد است، اما از جهت هدایت، خراب است.»(2)

 

نكند آن روزگار فرا رسیده باشد؟

 

 

از مصلاّ تا مصلّى

شما ظاهرم را جلا دادید و رنگ كردید، اما باطنم را تاریك ساختید. وقتى روشن كردن یك چراغ در مسجد ثواب دارد، روشن كردن یك فكر و دل با نور هدایت، ثوابش بیشتر است.

 

چرا به جاى ساختنِ مسجد، «مسجدى» نمى‏سازید؟

 

شما مصلاّ ساختید، نه مصلّى. نمازخانه‏ها زیاد شده است، نه نمازخوان‏ها!

 

متأسفانه در بعضى جاها مسجد را فقط با صداى «الرحمن» و مجلس فاتحه مى‏شناسند. در من این همه «مجلس ترحیم» براى مرده‏ها گرفتید، ولى چند بار شد كه «مجلس ترحّم» براى زنده‏ها بگیرید؟ این همه قرآن براى اموات خواندید، كمى هم براى زنده‏ها قرآن بخوانید.

 

هنگام برگزارى مجالس ختم، چهره‏هایى را دیده‏ام كه در طول سال، پایشان به مسجد نمى‏رسد. بعضى‏ها فقط به خاطر شیرینى و شربت و شام و خرما به مسجد مى‏آیند. بعضى روز عاشورا و شب اربعین براى پلوخورى به اینجا مى‏آیند. از شما دوستان مسجدى هم گله دارم. چرا تنها به مسجد مى‏آیید؟ چرا دوستان و فرزندان‏تان را با خود نمى‏آورید؟ چرا شوق مسجد را در دل دیگران ایجاد نمى‏كنید؟ چرا ثواب نماز و عبادت و تلاوت در مسجد، حتى حضور در مسجد را براى مردم نمى‏گویید؟

 

 

دلجویى از مسجد

چرا به مسجد مى‏آیید و فیض و ثواب مى‏برید، ولى از خودِ من دلجویى نمى‏كنید و احوالى نمى‏پرسید؟ آخر من هم دل دارم، من هم مشكلات و نیازهایى دارم، من هم تفقّد و رسیدگى و عیدى و خرجى مى‏خواهم! من هم دوست دارم گاهى دلم شاد و روشن شود و پرده‏ها، فرش‏ها، دیوارها، شیشه‏ها و چراغ‏هایم تمیز و تازه گردد.

 

چرا به پرده‏هاى كثیف و شیشه‏هاى دود و غبارگرفته و لامپ‏هاى سوخته و زیرپله‏هاى پر از آشغال و انبارىِ پر از خرت و پرت من نگاه نمى‏كنید؟

 

چرا بلندگو و سیستم صوتى مرا مرتب نمى‏سازید و مردم را از شرّ سوت و خش‏خش آن نجات نمى‏دهید؟ چرا مُهرهاى مرا عوض نمى‏كنید؟ چرا قفسه‏هاى قرآن و كتاب‏هاى دعا را مرتب نمى‏كنید؟ چرا دیر مى‏آیید و زود و با عجله مى‏روید؟

 

 

انس با مسجد

من بى‏شما دلم مى‏گیرد. با من بیشتر انس بگیرید. مگر مستحب نیست كه انسان زود به مسجد برود و دیرتر بیرون آید؟ چرا «حىّ على الصلاة» را جدّى نمى‏گیرید؟ و همیشه به ركعت دوم نماز مى‏رسید؟

 

دوست دارم وقتى به مسجد مى‏آیید، همان طور كه دستور دینى است، لباس‏هاى تمیز بپوشید و عطر بزنید. مگر قرآن نمى‏گوید: «خذوا زینتكم عند كلّ مسجد»؟(3)

 

براى آمدن به مسجد، شتاب كنید، وقار داشته باشید، باوضو وارد شوید، دعا بخوانید و ذكر بگویید، آلودگى‏هاى مرا در اسرع وقت از بین ببرید، مرا جارو كنید، كفش‏هایتان را بیرون از مسجد در آورید، در دل من چراغ روشن كنید، در صحن مسجد آب دهان نیندازید، اگر دهان‏تان بوى سیر مى‏دهد در جمع مسجدیان حاضر نشوید، مرا محل گذر و راه عبور و مرور قرار ندهید، در مسجد به

 

سخن دنیا و داد و ستد و سر و صدا نپردازید. اینها آداب رابطه‏داشتن با من است.

 

 

چرا بى ‏حرمتى؟

بعضى‏ها احترام مرا حفظ نمى‏كنند. كارهایى كه در شأن من نیست انجام مى‏دهند. با كف و سوت و هوار و خنده‏هاى بلند، دل مرا مى‏رنجانند. با هیاهو و مجادله و منازعه، آرامش مرا مى‏گیرند و سكوت معنوى مرا مى‏شكنند. با كفش وارد مسجد مى‏شوند، جُنب و ناپاك به مسجد مى‏آیند، كفش‏ها را كنار جانماز و روى فرش مى‏گذارند. فرش و دیوار و زمین مسجد را آلوده مى‏كنند، آشغال و پوست تخمه و هسته خرما مى‏ریزند.

 

كسبه محل، حیاط مرا پاركینگ موتورهایشان مى‏سازند.

 

در فضاى من، غیبت مى‏كنند و حرف‏هاى لغو مى‏زنند.

 

مسجد را به محل بازى و ورزش یا خواب تبدیل مى‏كنند.

 

در من حرف دنیا مى‏زنند و دلالى مى‏كنند. گویا مرا با باشگاه و قهوه‏خانه و سینما و بنگاه فرهنگسرا عوضى گرفته‏اند. آخر من هم براى خودم قداست و حرمتى دارم! این بى‏حرمتى‏ها روا نیست و پاره‏اى از آن حرام است و بعضى پروا نمى‏كنند.

 

بعضى‏ها مسجد كه مى‏آیند، فقط حرف مى‏زنند و غیبت مى‏كنند و همهمه دارند و مزاحم ذكر و عبادت و نماز و گوش‏دادن دیگران مى‏شوند. این گله‏ها را با شما نگویم، با كه بگویم؟

 

 

كانون جاذبه

اگر مى‏خواهید من نقش خود را بهتر ایفا كنم، بر جاذبه من بیفزایید. مرا محبوب دل‏ها و دیده‏ها بسازید، نه مایه آزار و رنجش!

 

وقتى مجلس ترحیم یا وعظ و نوحه مى‏گیرید، صداى بلندگویتان گاهى سبب رنجش همسایه‏ها مى‏شود و آن وقت از من بدشان مى‏آید. چرا وقتى كسى مى‏خواهد خانه‏اى بخرد، باید دقت كند كه همسایه مسجد و مدرسه نباشد؟ مگر مسجد جاى هدایت و معرفت و حق نیست؟

 

دوست دارم پیش‏نماز مسجد، با اخلاق و سخنانش، محور جاذبه باشد و جوانان براى یادگرفتن و فیض معنوى بیشتر به مسجد آیند و از رفتار و علوم او بهره گیرند و او را محرم رازها و دوست خودشان بشناسند.

 

دوست دارم همهمه و سر و صدا موقع نماز جماعت، حال مردم را نگیرد،

 

بوى بد جوراب‏ها و عرق پاها و بدن‏ها، مردم را از من فرارى ندهد،

 

اذان و تكبیر با صداى خوش، دل‏ها را مشتاق مى‏كند. دوست دارم مؤذن و مكبّر و خادم خوب و خوش‏اخلاقى براى من انتخاب كنید. از خادم‏ها بخواهید كمى با مردم بخصوص نوجوانان و جوانان عزیز، خوش‏اخلاق‏تر برخورد كنند تا پاى آنها از مسجد بریده نشود.

 

من دوست دارم در جلسات و نمازها، چهره جوانان را بیشتر ببینم.

 

كودكان را از مسجد بیرون نكنید، بلكه یادشان بدهید كه آداب و آرامش و نظافت را مراعات كنند و فرهنگ مسجدآمدن را به آنان بیاموزید تا آنها هم «مسجدى» شوند.

 

دوست دارم وقتى صداى اذان بلند مى‏شود، همسایه‏ها، كسبه و مغازه‏داران براى نماز جماعت به مسجدها هجوم آورند، نه آنكه نماز جماعت بیخ گوش آنها برپا شود، اما آنان مشغول چانه‏زدن با مشترى، یا قدم‏زدن در خیابان، یا تماشاى تلویزیون، یا سرگرم حرف و حدیث باشند.

 

آیا این توقع‏ها چیزهاى بدى است كه من از شما دارم؟

 

 

مسجدیان الگو

شما كه امت پیامبر اسلامید، شما كه مى‏توانید اوقات مسجد را به دعا و قرآن و نماز بگذرانید، چرا به غیبت و حرف دنیا و لغویات مى‏پردازید؟

 

من انتظار دارم حق مرا ضایع نكنید، حرمتم را نشكنید، مرا از معنویت و یاد خدا خالى نكنید، نقشِ محورى مرا در زندگى خودتان از یاد نبرید، مركزیت مرا حفظ كنید، مرا كانون اصلاح اخلاق بسازید.

 

شما مسجدیان الگوى دیگرانید، پس سعى كنید مسجد را محلى براى امن و ایمان كنید.

 

چرا باید بعضى از ترس اینكه كفش‏هایشان را ببرند، به مسجد نیایند؟

 

چرا باید بعضى براى پرهیز از خاكى‏شدن شلوارشان از مسجد گریزان باشند؟

 

چرا باید بعضى كه دنبال مسجد مى‏گردند، مساجد چنان در گوشه‏هاى پرت و دور از رفت و آمد باشد كه آن را نیابند؛ نه چراغى، نه تابلویى، نه علامتى؟!

 

چرا وقتى مرا مى‏سازید، به فكر نیازهاى آینده من نیستید و آنها را پیش‏بینى نمى‏كنید؟

 

آیا این توقعات و انتظارات من، حق نیست؟

 

پس با من بیشتر همكارى كنید و رابطه‏تان با من بهتر و صمیمى‏تر باشد.

 

من همدم شمایم، شما هم با من همدمى و همراهى كنید.

 

مسجد، خانه خداست. خانه خدا را با «معرفت»، «تقوا»، «عمل صالح» و «یاد خدا» آباد كنید. گله و درد دل‏هاى مرا هم به دل نگیرید. من خیر و صلاح خودتان را مى‏خواهم. رابطه با من به سود خود شماست.

 

بگذارید حرف پایانى من، حرف حضرت على(ع) باشد كه فرموده:

 

«هر كس به مساجد رفت و آمد كند، به یكى از هشت چیز مى‏رسد: یا برادرى دینى كه از او بهره‏مند مى‏شود، یا دانش و نكته حكمت‏آمیز، یا آیت و نشانه‏اى محكم، یا رحمتى مورد انتظار، یا سخنى كه او را از هلاكت باز مى‏دارد، یا كلامى مى‏شنود كه او را به هدایت رهنمون مى‏شود، یا گناهى را به خاطر خشیت خدا یا از روى شرم و حیا، ترك مى‏كند.»(4)

 

با این حساب، رابطه‏تان را با من بیشتر كنید.

 

پى‏نوشتها:

1 ـ توبه، آیه 18.

2 ـ نهج‏البلاغه، فیض‏الاسلام، حكمت 361.

3 ـ اعراف، آیه 31.

4 ـ بحارالانوار، ج80، ص351.





برچسب ها: آداب مسجد، مسجد،
 مرکزفرهنگی منتظران حضرت مهدی