تبلیغات
✿ ☼ مرکزفرهنگی منتظران حضرت مهدی ☼ ✿

تفاوت عشق و هوس

 

- عشق معطوف به غیر از خود است، در حالی که محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را با هم مقایسه کنید:
- (من) دوستت دارم.
- (من) برات می میرم.
- (برای من) هیچ کس مثل او نمی شه.
- (من) همیشه به فکر توام.
- (من) رو فراموش نکن.
- (من) از تو رنجیدم.

در حالی که در عشق، توجه به حالت ها و لذت های خود مدنظر نیست و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.

۲- هوس، پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، اکسیژن یا غذا، ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی است. عشق راهی برای رشد و خودشکوفایی فرد است، لذا فرد عاشق خود را خوار و کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود.
۳- عشق محدود کننده و زندانی کننده ی معشوق نیست، عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه ی علایق، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خود کرده باشیم. در واقع این عشق نیست، یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری کرده است.
۴- عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست، عشق یک اعتماد است و اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند: «باید اول عاشق شد، بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت، اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار یا افکار و احساسی که داشته باشد باید تحمل کنی. پس نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی، شناخت، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ (یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است؟)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان باشند و با ارتباطات آشکار و شفاف شما، می توان با مشورت و بررسی، از فرد مقابل آگاهی بدست آورد، تناسب رفتارها، نقاط ضعف، احساسات و افکار یکدیگر را سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقاً ارزیابی کرد. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد، خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید (نه اینکه هوس پیدا کنید.)
اما هوس معمولاً به صرف مجاورت ایجاد می شود. شما همکلاسی، هم محله یی، همکار یا فامیل را می بینید، شیطنت ها، بازیگوشی ها و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دل تان می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته و واقعیت آن روشن می شود. معمولاً چنین افرادی به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل می دهند و قلوه می گیرند، هر روز برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، مرتب از هم تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا... آموخته اند، سعی می کنند طرف مقابل را شیفته ی خود کنند (به هر قیمتی)، به هم کادو می دهند، متون ادبی جالب، آهنگ های احساس نواز و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یکپارچه به محبوب خود پیشکش می کنند و کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یکجا به محبوب پیشکش می کنند و وقت خود را یا با او یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره یی می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند و بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد و مرتب به خود می گوید: او یک انسان نیست، فرشته است، او هیچ عیبی ندارد و فقط فقط مهر، عشق، صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او، کابوسی وحشتناک است و اینگونه این احساسات، غیرقابل کنترل می شود، در حالی که عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی است. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه، اما احساس یکی از پارامترهای مهم در کنار پارامترهای دیگر، از جمله آگاهی است که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس مبالغه آمیز در روابط منجر به تحریف واقعیت ها شده و آن قدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست و پس از فروکش کردن احساسات، پس از ازدواج، تفاوت میان خیالات و واقعیت ها را درک می کند.
۵- عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل بگیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسؤولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، و ارتباطی که جنبه ی لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چاچوب قانون)، صرفاً آسیب پذیری عشق را به همراه دارند و این، آزمودن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
۶- زودرنجی، قهر و آشتی، دلخوری، نگرانی، تردید، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی و عمیق عاطفی گرفتن، رؤیاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و... همه از نشانه های هوس است، در حالی که عشق قامتی رعناتر، بزرگتر، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوس هایی هستند که «محور من» در آنها قوی است. یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد، نه معشوق.
۷- عشق پیش نیاز لازم دارد. یعنی فرد باید رشد کند و مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنوز با والدینش درگیر است، با همکارانش سازگاری ندارد، رابطه ی صمیمانه یی با دوستانش ندارد، افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا درنیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است و حتی در انتخاب هنجارها، به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری، پوشش و نحوه ی رفتارش نرسیده و مردد است و روز به روز شکل به شکل می شود و هوتی خود را نیافته است، چگونه می تواند عاشق باشد. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی، اجتماعی، فکری، روانی و... پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
۸- عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بیم شما، آدم ها و همه ی هستی ایجاد کند. اگر رابطه ی دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، قطع روابط اجتماعی با دیگران مشکل در شغل، تحصیل، روابط خانوادگی و... همراه است باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است و چنین شروعی برای یک رابطه، پایانی به مراتب دردناک تر و فجیع تر به همراه دارد.
منبع: ۷ روز زندگی- شماره

 مرکزفرهنگی منتظران حضرت مهدی